دیشب دوباره دچار مشکلات مسهلی شدم :| بعد از یک سال و دقیقا تو اخرای فروردین.
امیدوارم ادامه پیدا نکنه . گرچه تا الان ادامه داشته. مامانم مث اسفند رو اتیشه. همیشه وقتی مریض میشم همینطوریه. خودشم مریض میشه از بس حرص منو میخوره . دیشب بهم میگف تو ک مریض میشم دیگه دنیا برام معنی نداره. خیلی دوسم داره، منم همینطور.
همیشه بهم میگه اگه تا الان زندگیشو نگه داشته و اون سالا مشکلاتشو تحمل کرده فقط و فقط بخاطر من بوده.
آیا من فرزند خوبی برای او هستم؟ ! :| جواب واضحه نه!
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل اکبری