خرید بک لینک

وای زندگی چقد سخته ها! اصن از نظر من ما هممون هنرمندیم ک داریم زندگی میکنیم! اصن هنر میخاد!

اگه بچه ها بیجنبه بازی درنیارن تا دوشنبه هفته بعد میریم مدرسه. دیگه این که امروز امتحان شیمی داشتم با این ک با دوستم شرط بسته بودم ک امروز معلم فیزیکمون برگه های فیزیکمونو نیاورده! ینی تصحیح نکرده ولی باز دلم میخاس تصحیح میکرد میاورد ! ( من بردم شرط بندیو ولی چیزی گیرم نیومد! ) فردا هم مطمئنم ریاضیمونو نمیارن خخ سه شنبه هم عربی و چارشنبه زیست دیگه امتحانامون تموم میشه!

با این ک ی ترم کلاس زبانو مرخصی گرفته بودم انتظار داشتم این ترم بیفتم خخخ دروغ گفتم من بچه زرنگم :)) فاینالمو خوب داده بودم هشتاد شدم ولی نمره کلاسی خدایی کم بهم داد اونم هشتاد :)

اهنگ جدید اشوان قشنگه!

من هنوز ب دلبستگی و علاقم ب پژی ادامه میدم ببینم چی میشه! ب ی نتایجی درباره محل زندگیش دارم میرسم :)

از خانواده هم ک بخام بگم این ک داداشمم درگیره درسای خودشه دیگه کوچولو :) اون کلاس هشتمه خخخ بعد فک میکنه چقد درس داره!

بابامم مشکل بیمه ماشینش درست شد انگاری اشتباه کرده بودن :(

مامانمم ک همش غمش گرفته برا خونه تکونی و شستن پتو ها و فرشا و اینا ک خشک نمیشن! بو نم میگیرن!

اخه رشت دوباره بارون اومد دیروز. دو روز افتابی بودا همش!

من خریدای عیدمو کردم! با لبتاپ ک اومدم عکسشو میذارم تو تبلت نمیتونم کوچیک کنم !

کلا پونصد تومن شدن خریدام :| مامانم با کیف پر اومد خالی برگشت حتی پول تاکسی نداشتیم خخخ

بیصبرانه منتظر عیدم و سعی میکنم از این روزای اخر نود و پنج استفاده کنم! سال خوبی نبود خدایی! خیلی ادم مردن خیلیییی!

سه تا از فامیلامون تو پاییز (شامل دو شوهرخاله و یک زندایی)

آقای رفسنجانی تو دی ( هنوز یادمه فرداییش امتحان شیمی ترممون کنسل شد :))

آقای جوهرچی  

همسایه ساختمون روبروییمون

سینا پسر همکار مادرم ( سرطان خون ) (۲۵ سالش بود) ( خدابیامرز خیلی پسر برازنده ای بود) ( خدا صبر بده ب خانوادش)

همسایه دوستم اینا خخخ

مادربزرگ دخترعمم

پدر معلم ریاضیمون!

همسایه خودمونو سینا و پدر خانوم قربانزاده همین ی ماه نمیشه همه فوت شدن!

برا همین میگم سال خوبی نبود













برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 8:04

صفحه بندی