خرید بک لینک

الان ک داشتم با سرویس برمیگشتم خونه همش ب ماشینایی گ میگذشتنو ادمای توشون نگاه میکردم!

ی پیرمرد ک تو پژو زرد مسافرکشی میکرد...

ی پراید سفید حاوی سه تا پسر خیلی شیطون راهنمایی ک تو سر و کله هم چیپس میشکوندن...

ی پژو نقره ای، چن تا دختر همسن خودم با مانتوهای خاکستری...

ی چن تا دختر دبیرستانی با مانتو های خاکستری ک خیلی احساس زیبایی میکردن تو پیاده رو ...

ی خانوم جوون ک دست نینیشو گرفته بود... نینیه پسر بود و سوییتشرت زرد پوشیده بود :) ی کلاه قهوه ای هم گذاشته بود میخاس با مامانش از خیابون رد شه ...

ی خانووم جوون دماغ عملی با شال ابی اسمونی و ی پسر از خودش کوچیکتر ک باهاش میخندید و راه میرفتن... فک کنم خرش کرده بود...

ی پسر خیلی چاق تقریبا بیس بیس و دو ساله ک ی استین کوتاه مشکی ک روش مارک سفید نایکی داشت پوشیده بود ... و ی هندزفری تو گوشش !! ...

ی بنر ک عکس سینا(پست قبل) روش بود و نوشته بود زیرش با خط نستعلیق سفید:: تا ابد برای ما زنده ای. جمعی از دوستان !








برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 8:04

صفحه بندی